الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

438

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) سيوطى با سندى از ابن عباس نقل مىكند كه گفت : اهل مكه از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله درخواست كردند كه كوه صفا را به طلا تبديل كند و كوه‌هاى اطراف مكه را صاف گرداند تا در آن زراعت كنند . پس خداوند به پيامبر وحى فرستاد كه اگر بخواهى ارسال آيات را به تأخير مىاندازيم و اگر بخواهى آياتى را كه درخواست كرده‌اند ، ارسال مىكنيم ؛ اما اگر آيات را تكذيب كردند ، همانند امت‌هاى قبلى به هلاكت مىرسند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من درخواست تأخير را مىكنم و سپس اين آيات نازل شد : « وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ . . . » « 1 » همين مطلب را شيخ طبرسى در معناى اين آيه ، بدون اسناد به هيچ روايتى ذكر كرده است . « 2 » سپس خداوند مىفرمايد : « وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً » « 3 » ؛ و رؤيايى را كه به تو نشان داديم و نيز « شجرهء ملعونه » در قرآن چيزى جز براى آزمايش مردم نبود و مردم را مىترسانيم اما جز بر طغيانشان نمىافزايد . ( 2 ) طبرسى از سعيد بن جبير و حسن بصرى و قتاده و مجاهد از ابن عباس روايت كرده است كه گفته‌اند : منظور از « الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ » همان چيزى مىباشد كه هنگام إسراء به مسجد الاقصى ، رسول الله صلّى اللّه عليه و آله آن را در حالت بيدارى مشاهده كرد ، اما از آنجا كه آن را در شب ديده بود و در صبح ، آن را بيان كرده بود ، رؤيا ناميده شد . ( 3 ) از حسن بصرى از ابن عباس روايت كرده است كه گفت : شجرهء ملعونه در قرآن همان درخت زقّوم است و تقدير آيه چنين است : « وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ » منظور از فتنه ، امتحان و شدت تكليف است تا بدان وسيله ، تصديق كنندهء به ثواب جزيل و تكذيب كنندهء به عقاب دردناك مبتلا شوند و درخت زقّوم فتنه دانسته شده است به خاطر آن كه روايت است كه ابو جهل گفت : همانا محمّد شما را از آتش مىترساند كه سنگ را مىسوزاند و سپس خيال مىكند كه در آتش درخت مىرويد ! مشركان گفتند : آتش درخت را مىسوزاند و در اين صورت چگونه در ميان آتش مىرويد ؟ ! ولى مؤمنان او را تصديق كردند . « 4 »

--> ( 1 ) . الدر المنثور ، ج 4 ، ص 190 ، سوره اسراء . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 653 . ( 3 ) . اسراء ( 17 ) ، 60 . ( 4 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 654 - 655 .